زمستون!

شال که میپوشم رویای بادبادک همان صورتی رقصان توی ِ باد نبود که دلت لک بزند برای ِ خنده های مرد تیر ماهی که تمام خاطرات مشترکتان را مرور کنی ..که دلت تنگ بشود برای ِ این خانه این اتاق این فضایی که همیشه هم با تمام کم و کاستی ها دوستش داشتی اما هیچوقت فرصت نشد حرفهایت را تمام کنی..برای ِ مادرم که سالهای ِ سال مراقبمان بود ..برای پدرم که تمام تلاشش را هم کرد ..و برای ِ خودم که هیچ وقتی دختر خوبی ..خواهر خوبی ..دوست خوبی ..و مخصوصا همسر خوبی نبوده ام برای تک تکشان!این ها را که نوشته بودم بعد از خواندنم اشک هایم را با دستهای ظریف زنانه اش پاک کرد ..دبیرمان را میگویم همانی که کوچه انطرفی مان ساکن است همانی که اسم دخترک زیبا رویش پرنیان است..و گفت مطمئن باش تو  برای همه شان سهمی ادا کرده ای ...برای همه شان تا جایی که دوست داشتی بوده ای این که آن ها این را نگویند کم لطفیست..و گفت تو بهترین شاگرد ..بهترین دوست بهترین دختر توی ِ تمام عمرم بوده ای...و من خندیده بودم..فقط لبخندی که نشان دهم راضی ام و دیگر هیچ!

باد که می آید شال که میپوشم مثل بادبادکی صورتی که پر میکشد به اوج ابر ها و گریزان است..باد که میوزد موهایم مست میشوند ..و دلم سرد ِ سرد..و دلم سرد ِ سرد!

پی نوشت:یه استادی داشتیم همش میگفت هیچوقتی به خاطر هیچ!از کسی عذرخواهی نکنید!

/ 2 نظر / 43 بازدید
حنانه

سلام خانومی خوبی نازنین؟ چقد این حس رو منم داشتم هنوزم دارم اما بیشتر!کاش یکی بود مث معلم تو تا به منم بگه منم بودم،اونم خوب! چه خبرا خانومی؟ والا نازنین دیگه نمینویسم،یعنی وقتی برا نوشتن ندارم،مشغول درس و زندگی شدم اسفناک!ولی همون ادرس قبلیم هس اگه خواستی،از بچه ها هرکی بخواد پیغام بزاره اونجا برام میزاره خانومی خیلی مراقب خودت باش،راستی به"به"هم سلام برسون[ماچ]

سنگول

بنظرم حتی اگر مطمئن هم هستی که همسر یا دختر یا دوست خوبی نیستی نباید به زبون بیاری. سعی کن یه خود واقعیه خوب پیدا کنی. ضمنا با توجه به نوشته هات فکر میکنم که همسر و دوست و دختر خوبی برای اطرافیانت باشی.